تبليغاتX
من یک چپ دست هستم

من یک چپ دست هستم

نوشته های یک چپ دست

ادمها همه چیز را حاضر و اماده از مغازه ها می خرند

اما چون مغازه ای نیست که در ان دوست معامله کنند

می مانند بی دوست!

تو اگر دوست می خواهی مرا اهلی کن

پرسید اهلی کردن یعنی چه؟

گفت ایجاد علاقه کردن

 

برف همه جا رو سفید کرده! خیابونا کوهها درختا و..! دوست دارم برم توی برف بخوابم تا تمام بدنم سرد بشه اونقدر سرد که دیگه هیچی رو احساس نکنم! حتی صدای نفس هام حتی صدای تپش قلبم رو هم نشنوم! نمی دونم چرا قانون ادمها رو یاد نگرفتم! باید یاد بگیرم اگر جواب سلامم  و ندادن! اصلا ناراحت نباشم تقصیر اونها نیست تقصیر منه که قانون اونها رو فراموش کردم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم دی 1384ساعت 23:36  توسط علی  | 

سلام! مدتی میشه که اپدیت نکردم! امروزم قصد نداشتم اپدیت کنم اما به دلایلی دارم می نویسم هر چند نوشتن و ننوشتنم فرقی نمیکنه! تا یادم نرفته بگم که ممنون که تو این مدت یاد من بودید و به من سر زدید ببخشید اگر بهتون سر نزدم! اما  هر جا رفتم خوندم. توی بعضی از وبلاگ ها وقتی می خوای در مورد نوشته حرفی بزنی بهت میگن که احتیاجی به نظر شما نیست بعضی موارد هم اصرار که بیا نظر بده اما هیچ حرفی نداری که بزنی! کاریش نمیشه کرد؟. امروز و دیروز برف قشنگی اومد. خواستم خاطره این روز برفی برام بمونه. می خواستم  اینجا از صاحب وبلاگ پرونده عذر خواهی کنم و تشکر از اینکه  فرصتی  رو فراهم کرد که من هم در کنار دیگران اونجا بنویسم  اما الان اصلا شرایط نوشتن رو ندارم! هر طور که خواست میتونه تصمیم بگیره! امروز وقتی صفحه بلاگ فا باز شد دیدم یک وبلاگ هم اسم وبلاگ من توی لیست اپدیت شده هاست اول گفتم شاید وبلاگ خودم هک شده اما وقتی کلیک کردم دیدم وبلاگ هم اسم منه! نمی دونم چرا فکر کردم چپ دست بودن خیلی مهمه که چپ دستی مون رو  کردیم برگ افتخاراتمون که اون رو بکوبیم توی سر بقیه که چی؟ که بگیم هیچی؟ که بهانه ای بشه برای نوشتن بهانه ای که نبودنش بهتر از بودنشه! خواستید لینک اون رو براتون میزارم! خواستید می تونید به دوست چپ دستمون هم تبریک بگید

 اگر که من قرار بوده کسی رو تو پیوندهام بزارم بهم بگید چون من هیچی یاد نیست. هر وقت که اپ کردید بگید. اگر بودم میام. نمی دونم دوباره کی اینجا بنویسم برای همه ارزوی موفقیت می کنم .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی 1384ساعت 14:47  توسط علی  | 

سال سوم دبیرستان یه دبیری داشتیم هر چند نه از خودش نه از درسش دل خوشی نداشتیم اما گاهی اوقات در مورد مسائل مختلف صحبت میکرد یک روز سر کلاس گفت تا حالا شده کسی رو دیده باشید که بی دلیل  داد و فریاد کنه! بدون اینکه در ظاهر مشکلی داشته باشه! حتما پیش خودتون فکر کردید که این ادم دیوانه هست یا دیوانه شده که بی جهت داره فریاد میزنه!

گفت اما این داد و فریاد ها دلیل داره و خیلی هم خوبه که ادم هر از گاهی بتونه فریاد بزنه! میگفت اونهایی که داد و فریاد میکنن هر چند در نظر بقیه دیونه  جلوه کنن ادمهای سالمتری هستند و در زندگی شادتر و شاداب تر! اون روز به ما گفت هر وقت که جایی مثل بیابونی جنگلی که میشه توش از ته دل فریاد زد پیدا کردید حتما از ته دل فریاد بزنید! اون روز بقیه بچه ها گفتن این یارو داره چرت و پرت میگه اما من همون روز می دونستم که اون درست میگه و الان هم همین نظر رو دارم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم دی 1384ساعت 1:2  توسط علی  | 

yalda

شب یلدا هم گذشت از این به بعد باید دنبال این باشیم که روزها بلندتر بشه! امیدوارم شب یلدا برای شما شب خوبی بوده باشه!در مورد شب یلدا برای مسافر بگم که شب یلدا شبی هست که مدت روز کوتاه و شب هم بلندترین شب سال هست و اداب اون جمع شدن فامیل در کنار هم و خوردن هندوانه  اجیل و... هست و گرفتن فال حافظ از جمله اداب این شب هست

 بعضی اوقات فکر می کنم وبلاگ های شخصی فقط برای اینه که افراد بیان و غم و غصه هاشون رو توش بایگانی کنن که بدونن چقدر از عمرشون رو ناراحت بودن! البته من منظورم شخص خاصی نیست منظورم تقریبا اکثریت وبلاگ های شخصی هست! که تبدیل به پایگاهی شده برای اشکار سازی ناراحتی های اشخاص! دلیل اون رو هم  دقیقا نمی دونم اما شاید به این خاطر باشه که اشخاص جای دیگه ای رو غیر وبلاگ پیدا نمی کنن! اگر کسی اندکی هم شاد باشه یا بخواد شاد باشه با گرفتن انرزی منفی دیگران همون درصد کم شادیش  از بین میبره! من نمیگم کسی توی وبلاگش از احوالات خودش ننویسه! اما اینکه وبلاگ تبدیل به یک ارشیوی از غمها و ناراحتی باشه به نظرم خوب نیست! یعنی ادمهای خارج از اینترنت خیلی شادترن! و نتیجه اینکه رغبت خوانندگان نسبت به وبلاگ ها کمتر میشه! درسته که زندگی ادمها غم و شادی داره  اما چیزی که هست عمر و فرصته که میگذره که اگر ازش غافل بشی ممکن دیگر حتی زمانی رو پیدا نکنی که براش افسوس بخوری... 

+ نوشته شده در  شنبه سوم دی 1384ساعت 0:42  توسط علی  |