<P align=justify>تا حالا نشده بود که توی یکماه اصلا هیچ نوشته ای نداشته باشم! سعی میکردم به هر جو کندنی هست حداقل یک نوشته رو توی یکماه داشته باشم دی ماه رو بدون هیچ نوشته ای پشت سر گذاشتم هر چند چاره دیگه ای نبود! بعد از اینکه امکانش فراهم شد تا بتونم بنویسم هم دیگه خودم ننوشتم! اساسا حالا که فکر می کنم می بینم توی فصل زمستون روند وبلاگ نویسی شخصی با افت زیادی مواجه شد! چون به عینه دیدم که خیلی از وبلاگها تو زمستون به روز نشد یا خیلی کم به روز شد! شب یلدا هم اومد و رفت! چند نفر از بچه ها ما رو به بازی شب یلدا دعوت کرده بودن که ازشون تشکر میکنم اما به همون دلایل که در بالا گفتم فرصتش گذشت و نشد که بشه! </P>
<P align=justify>نمی دونم چرا اینجوریه اما هر وقت بین پست هام فاصله زیادی میفته ذهنم قفل میشه و وقتی می خوام بنویسیم انگار چیزی یادم نمیاد اینه که پستم خوب نمیشه! این که الان دارم می نویسم به خاطر اینه که با خودم قرار گذاشتم که امشب هر جور شده بنویسم اونم انلاین وگر نه به این افتضاحی نمیشد! </P>
<P align=justify>روزهای پایانی ساله و من مثل همیشه منتظر روزهای اخر سال هستم زودتر از بقیه شروع میکنم چون روزهای اخر سال برام یه حس و حال دیگه ای داره که روز های اول سال جدید نداره! اینه که برای روزهای پایانی سال شور و اشتیاق بیشتری دارم ! خلاصه کلام اینکه می خوام تو این روزهای اخری مخصوصا ماه اخری بیشتر بنویسم به جبران روزهای سال جدید که احتمالا روزهای سختی خواهد بود چرا که اون لحظات رو با اون حس و حال رو با این وبلاگ نمی تونم تجربه کنم </P>
<P align=justify> محرم هم اومد و رفت...</P>
<P align=justify>می خواستم یه عکساز ارشیو خاک خورده خودم که جدید باشه بزارم اما دیدم همش قبلا لو رفته بیخیال شدم به جاش یه عکس از ارشیو نت میزارم</P>
<P align=justify><IMG height=387 alt="" hspace=0 src="http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2006/01/173187_orig.jpg" width=530 align=baseline border=0> </P>
<P align=justify>در اخر می دونم که به وبلاگتون سرنزدم هر چند دلایلش رو در بالا گفتم اما در این روزهای باقی مونده جبران مافات خواهم کرد! هر وقت از اینجا رد شدید یه دستی تکون بدید</P>
<P align=justify>نمی دونم چرا اینجوریه اما هر وقت بین پست هام فاصله زیادی میفته ذهنم قفل میشه و وقتی می خوام بنویسیم انگار چیزی یادم نمیاد اینه که پستم خوب نمیشه! این که الان دارم می نویسم به خاطر اینه که با خودم قرار گذاشتم که امشب هر جور شده بنویسم اونم انلاین وگر نه به این افتضاحی نمیشد! </P>
<P align=justify>روزهای پایانی ساله و من مثل همیشه منتظر روزهای اخر سال هستم زودتر از بقیه شروع میکنم چون روزهای اخر سال برام یه حس و حال دیگه ای داره که روز های اول سال جدید نداره! اینه که برای روزهای پایانی سال شور و اشتیاق بیشتری دارم ! خلاصه کلام اینکه می خوام تو این روزهای اخری مخصوصا ماه اخری بیشتر بنویسم به جبران روزهای سال جدید که احتمالا روزهای سختی خواهد بود چرا که اون لحظات رو با اون حس و حال رو با این وبلاگ نمی تونم تجربه کنم </P>
<P align=justify> محرم هم اومد و رفت...</P>
<P align=justify>می خواستم یه عکساز ارشیو خاک خورده خودم که جدید باشه بزارم اما دیدم همش قبلا لو رفته بیخیال شدم به جاش یه عکس از ارشیو نت میزارم</P>
<P align=justify><IMG height=387 alt="" hspace=0 src="http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2006/01/173187_orig.jpg" width=530 align=baseline border=0> </P>
<P align=justify>در اخر می دونم که به وبلاگتون سرنزدم هر چند دلایلش رو در بالا گفتم اما در این روزهای باقی مونده جبران مافات خواهم کرد! هر وقت از اینجا رد شدید یه دستی تکون بدید</P>
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385ساعت 2:2  توسط علی
|
